«فرهنگ بزرگ سخن» منتشر شد.
سرانجام پس از حدود هشت سال تلاش بیوقفهی گروهی از پژوهشگران، «فرهنگ بزرگ سخن» به سرپرستی دکتر حسن انوری و توسط انتشارات سخن ،در هشت جلد منتشر شد.انتشار اين اين فرهنگ را به عموم دوستداران زبان فارسی تبريک میگويم، بهويژه خدمت دو تن از مؤلّفان و ويراستاران اين فرهنگ، دوستان عزيز، آقايان بهروز صفرزاده و حميد حسنی.
مراسم رونمايی اين کتاب ارزشمند روز آدينه ۲۵ بهمن،با حضور جمعی از پژوهشگران و فرهيختگان در هتل لالهی تهران برگزار گرديد.
مراسم در ساعت ۱۰:۱۵ صبح پس از تلاوت چند آيهای از قرآن ، با خير مقدم مجری خوشسخن برنامه، آقای علی هاشمی، آغاز شد.سپس افراد زير سخن گفتند:
- آقای حسين علمی (به نيابت از خانوادهی فرهنگدوست علمی)
- آقای علی اصغر علمی (مدير انتشارات سخن)
- آقای حسن انوری (سرويراستار فرهنگ بزرگ سخن)
- آقای غلامعلی حدّاد عادل (رئيس فرهنگستان زبان و ادب فارسی)
- آقای عبدالرّحيم جعفری (مدير سابق انتشارات اميرکبير)
- آقای ايرج افشار (محقّق)
- آقای علی اشرف صادقی (زبانشناس و عضو پيوستهی فرهنگستان)
- آقای رحيم مسلمان قباديانی (محقّق،از تاجيکستان)
ـ آقای عبدالغفور آزاد (شاعر و وابستهی فرهنگی سفارت افغانستان)*
- آقای کمال اجتماعی جندقی (شاعر)
يکی از نکات قابل تحسين اين برنامه،حضور دو تن از همزبانان تاجيک و افغان ما بود که بايد از اين دقّت نظر و حسن نيّت برگزارکنندگان اين برنامه سپاسگزاری نمود.
اين نشست در حدود ساعت ۱۲:۱۵ با پذيرايی از مهمانان به پايان رسيد.
***
از زمان چاپ «فرهنگ فارسی» ، تأليف مرحوم دکتر محمّد معين، فرهنگی با اين گستردگی و دقّت منتشر نشده بود.به همين جهت اين رویداد ،واقعهی بسيار خجستهای در تاريخ نشر ايران خواهد بود و بنده هم برای معرّفی اين فرهنگ ، سنگ تمام خواهم گذاشت.
اين هم ويژگیها و مشخّصات اين فرهنگ چنان که در دفترک [/بروشور] آن آمده است:
¤ فرهنگ بزرگ سخن با همکاری بيش از يکصد تن (مشاور، مؤلّف، ويراستار، نقّاش، مترجم، و جز آنها) در طول هشت سال با تلاش شبانهروزی فراهم گرديده است.
¤ فرهنگ بزرگ سخن حاوی بيش از ۷۵۰۰۰ سرواژهی اصلی (مدخل اصلی)،۴۵۰۰۰ سرواژهی فرعی (مدخل فرعی)،۱۶۰۰۰۰ هزار شاهد مستند،۱۰۰۰ مثال،و ۱۵۰۰ تصوير است.
¤ فرهنگ بزرگ سخن شامل همهی واژههای به کار رفته در زبان فارسی قديم و جديد است که از ۴۵۰ اثر و از آثار هشتصد نويسنده و شاعر استخراج شده است، از آن ميان ۲۷۰ اثر مکتوب از قدما و ۱۸۳ اثر از معاصران مبنای کار بوده است.
¤ در اين فرهنگ برای همهی واژهها و تعبيرات (در حوزهی واژگان عمومی،از قديم و جديد)شاهد مستند نقل شده و نخستين بار در تاريخ فرهنگنويسی فارسی ، آثار نويسندگان و شاعران قديم در کنار نويسندگان دورهی قاجار و قرن حاضر قرار گرفته است، از اين رو فرهنگ بزرگ سخن سير تحوّل واژهها را از قرن سوم و چهارم هجری تا امروز نشان میدهد.
¤ در آثار مربوط به زمان حاضر سعی شده است از کسانی شاهد نقل شود که زبان فارسی ،زبان مادری آنان بوده و به ويژه به زبان فارسی متداول در مرکز ايران داستان نوشتهاند چنان که بر اين مبنا ، در آغاز کار يکصد و سی و پنج اثر از نويسندگان معاصر فيش شده است.
¤ فرهنگ بزرگ سخن، نخستين فرهنگ بزرگی است که به وسيلهی متخصّصان رشتههای گوناگون علمی نوشته شده و اصطلاحات هر رشته را،متخصّص آن رشته نوشته است.
مشاوران:
دکتر محمّدرضا شفيعیکدکنی ـ جعفر شهری ـ دکتر علیاشرف صادقی ـ شهلا ايلبيگی .
ويراستاران:
دکتر حسن انوری (سرويراستار)
کمال اجتماعیجندقی ـ دکتر حسن احمدیگيوی ـ مرجان انصاری ـ مقصود پرهيزجوان ـ صفدر تقیزاده ـ عبّاس جاهدجاه ـ فرشته حاجیفتّاحی ـ حميد حسنی ـ محمّدعلی رضوی ـ دکتر محمّد شادرویمنش ـ دکتر رسول شايسته ـ بهروز صفرزاده ـ يوسف عالیعبّاسآباد ـ سکينه فاضلی ـ فاطمه کلاهچيان ـ دکتر حسين ولیزاده ـ مرتضا يداللّهی.
ويراستاران گروه تخصّصی:
مجيد ملکان (ويراستار ارشد)
محمّدرضا افضلی ـ دکتر اميرحسين حاجیفتّاحی ـ شهناز خانلو .
مؤلّفان بخش عمومی:
دکتر جميله اخيانی ـ هاله اميرفيض ـ مرجان انصاری ـ رزيتا پيامی ـ زهره ثناگو ـ جعفر جوانبختاوّل ـ فرشته حاجیفتّاحی ـ حميد حسنی ـ عبدالکريم حسين آبادی ـ پریدخت خاوری ـ شروين خمسه ـ قدسيه رضوانيان ـ زهرا رضوی ـ محمّدعلی رضوی ـ فاطمه سپهری ـ دکتر محمّد شادرویمنش ـ بهروز صفرزاده ـ نصرتالله ضيايی ـ سکينه فاضلی ـ شهرزاد فتوحی ـ حيدر قمری ـ دکتر اکرم گلشنی ـ مريم ميرشمسی ـ فاطمه مينوکده ـ بهناز وفامنصوری ـ سروش يوسفی .
مؤلّفان بخش تخصّصی:
دکتر نعمتالله ارشدی (شيمی) ـ محمّدرضا افضلی (مواد) ـ دکتر علیمحمّد اميرتاش (ورزش) ـ شهريار بهرامیاقدم (مکانيک) ـ دکتر اميرحسين حاجیفتّاحی (ورزش) ـ عبدالرّحيم حسنخانمکری (موسيقی) ـ شهناز خانلو (ورزش) ـ حسين دانشفر (زمينشناسی) ـ محمّدرضا داهی (کشاورزی) ـ آرزو شاهشرقی (کامپيوتر) ـ دکتر محيیالدّين غفرانی (پزشکی) ـ فضلالله فروتن (فيزيک) ـ دکتر منوچهر فرهنگ (اقتصاد) ـ مظفّر قاسمی (ساختمان) ـ دکتر محمّد کرامالدّينی (گياهشناسی) ـ رضا محمّدی (حقوق) ـ مجيد ملکان (رياضيات) ـ دکتر محمّدتقی ميرترابی (نجوم) ـ هاله واحدی (برق) ـ سيمين يزدانفر (جانوری) .
نمونهخوانان:
ناهيد اسمخانی ـ ماريا حسنی ـ زهره زعيمزاده ـ مريم صادقيان ـ مرجان صفرزاده .
مسئولان بازبينی نمونهها:
مرتضا اسدی ـ شهاب صالحی ـ مرتضا يداللّهی .
مسئولان بازبينی شواهد:
آزاده اميدمهر ـ فراز حاجیفتّاحی ـ زهرا رضوی ـ سولماز شرکتافتخار ـ مهناز شفيعی ـ ساناز علمی .
مسئولان امور فنّی:
اميده صدارت (صفحهآرايی،تنظيم تصاوير، و امور کامپيوتری) ـ کمال اجتماعی جندقی (همآهنگی تصاوير) ـ منصوره بوستانپور (مواد تصاوير) ـ جمشيد جعفرزاده (طرّاحی و گرافيک) ـ افشان کتابچی (گرافيک) ـ مهناز مسيّبی (حروفچينی) .
همکاران مقطعی:
پريسا آلياسين ـ آرزو احمدی ـ راحله استادی ـ سارا افضلی ـ بابک انوری ـ دکتر احمد پاکتچی ـ مژگان پرنديان ـ الهام پورنظری ـ سمر حائری ـ مهين حسينزادگان بوشهری ـ نسيم خانلو ـ دکتر پريسا داهيم ـ علی دقّتپور ـ هنگامه راستی ـ روشنک ریبد ـ سيمين زينالی ـ بابک سراجی ـ علی صنايعیکرمانی ـ شهلا طهماسبی ـ زهرا فاضلی ـ مجتبا قاسملو ـ سعيد قانعی ـ علی محمّدیبرنجه ـ فرنگيس مزداپور ـ ايرج مهرکی ـ لاله ميرزايی ـ ندا نادردل .
*)من نام و سمت اين همزبان افغان را فراموش کرده بودم.بعداْ آن را از سايت بیبیسی افزودم.
نيز نام آقای مسلمانقباديانی را از اين طريق اصلاح کردم.من خيلی دوست دارم که مآخذ مطالبم را دقيق بدهم اما متأسفانه هميشه برايم مقدور نيست تا تمام واسطههايی را که مرا به مرجع اصلی و نهايی رهنمون شدهاند نام ببرم.
¤ نوشته شده در ساعت ٩:٤۳ ق.ظ توسط سعید لیان
|+|
پيام هاي ديگران ()
٢٥ بهمن ۱۳۸۱
سر آغاز
ای خوشا شادی آغاز و خوشا صبحدما!ای خوشا جاده و در جاده نهادن قدما!
ای خوشا رفتن و رفتن،تک و تنها رفتن
چوبدستی به کف و دل تهی از هر چه غما...
نگهت شاد و دلت شاد و سخنهايت شاد
شادیای اين همه در فرصت يک صبح دما!
همچو خيّام مشو غافل از ايّام و بدان
لحظهای را که در آن نيست غمی،مغتنما*
***
دوستان عزيز،سلام.
ديری است که ادب فارسی روز به روز مهجورتر و زبان فارسی لحظه به لحظه ويرانتر و ازهمگسيختهتر میشود.من هم مانند بسياری از اين وضع ناخرسندم،امّا چه میتوانستهام و چه میتوانم بکنم؟زمانهای است نابسامان که آدمی را به استيصال و درماندگی میکشاند.
در اين فضای يأسبار،آن چه مرا اندکی آرام میسازد،اعتقاد به اين است که آن چه هست،چيزی جز قضای محتوم نيست.آن چه بايد میشد ،شده است و آنچه بايد بشود خواهد شد.گيتی از همان گاه مهبانگ [/بيگ بنگ] در راهی ناگزير گام نهاده است و جز اين راه يگانه که پيموده است،راهی ديگر در پيش رو نداشته است و ندارد.
با اين همه معتقدم که هر گونه اراده و عمل ما،خود بخشی از اين تقدير خواهد بود،ونمیخواهم اعتقاد به جبر را محملی برای سستی و انفعال گردانم.
اکنون خوشحالم از اين که با وبلاگنويسی آشنا شدهام و میتوانم از امکانات آن در راه برخی مقاصد خود استفاده کنم.اين موضوع را مديون دوستان ناديدهی زير هستم،که همين جا از همهشان تشکّر میکنم:
نخست آقای «بهرام اشرفزاده» به سبب وبلاگ بسيار عالیشان به نام زبان فارسی در دنيای ارتباطات.يکی بدان سبب که با پديدهی «وبلاگ»از آن جا آشنا شدم،و ديگر به سبب احتوای وبلاگ ايشان بر مطالب مفيد بسيار.همّت ايشان برای پاسداری از زبان فارسی درخور ستايش است.به ويژه در حالی که سازمانهای دولتی،چندان پروای صيانت از زبان فارسی را ندارند،وبلاگ شخصی ايشان در حکم آب گوارايی است در هرم سوزان بيابان بیمسئوليتیها.
نيز از طريق وبلاگ ايشان به وبلاگ جناب «زحل» به نام ديده راه بردم و علاوه بر آن که با يکی ديگر از دوستداران زبان فارسی آشنا شدم ،مطالب آموزندهی زير را نيز در آن مشاهده کردم:
۱ـ زبان فارسی را فراهم کنيم.
۲ـ چند TIPبرای تايپ فارسی.
۳ـ مشکل حرف «ی» را برای هميشه حل کنيم.
۴ـ e_mail فارسی بفرستيم.
۵ـ وبلاگ فارسی بسازيم.
۶ـ درست بنويسيم.
و باز از طريق اين وبلاگ به وبلاگ آقای «حسين درخشان»به نام سردبير:خودم راهنمايی شدم.وبلاگ ايشان علاوه بر اشتمال بر بسياری مطالب جالب و متنوّع،توضيحاتی نيز در باب وبلاگ و شيوهی ساختن آن دارد.
***
دونکته هست که در همين آغاز بايد بگويم:
نخست آن که در ابتدا میخواستم نام اين وبلاگ را «فرهنگ و زبان ايران» بگذارم امّا بعد منصرف شدم. در نامگذاری اين وبلاگ بدين صورت فعلی،تعمّدی بوده است.بايد توجّه داشت که «زبان و ادب فارسی» محدود به مرزهای سياسی کشور ايران نيست،بل که اين زبان در ميان عموزادگان تاجيک و افغان ما نيز ،رواج دارد.اين زبان و ادب همان قدر که متعلّق به ماست به آنان نيز تعلّق دارد.چه قدر خوب بود اگر ميان همهی فارسیزبانان همدلی و همداستانی میبود.
بايد بگويم يکی از آرزوهای من همين نزديکی ميان تمامی فارسیزبانان سراسر نقاط زمين است.بنا بر اين، در حدّ توانم جهت اين امر خواهم کوشيد.
نکتهی ديگر اين که بايد مؤکّداْ بگويم:من هيچ تعصّب ملّیگرايانهای نسبت به زبان فارسی ندارم.زبان فارسی زبانی است مانند هزاران زبان ديگر دنيا و ما نيز ملّتی هستيم مانند هزاران ملّت ديگر جهان.نه خونمان سرختر از باقی مردم جهان است و نه آسمانمان آبیتر.
زبان فارسی را من به اختيار خود از ميان زبانهای موجود جهان برنگزيدهام.درست همان گونه که ما والدينمان را خودمان از ميان ميلياردها آدم روی کرهی خاک انتخاب نکردهايم.با اين حال در زندگی اکثر ما،پدر و مادر،از مهمترين و عزيزترين اشخاص هستند و ما اين عدم انتخاب را بهانهای برای بیمهری و بیوفايی به آنان قرار نمیدهيم و خود را در برابر آنان مسئول میشمريم.
من هم زبان فارسی را مثل والدينم دوست میدارم و خودم را در قبال آن مسئول میدانم،از آن جهت که زبان فارسی زبانی است که از بدو تولّد آن را شنيده ام و بدان سخن گفته ام و میگويم ؛ زبانی است که بدان میانديشم،و بدان خواب میبينم.
من جهان را از دريچهی اين زبان ديدهام و شناختهام.
زمين ما سيّارهای کوچک است که به گرد ستارهای به نام خورشيد میچرخد.در اين کيهان لايتناهی ،ميلياردها ميليارد ستاره به مانند خورشيد ما وجود دارد.پس از گذشت ميليارد ها سال از عمر جهان بر روی سيّارهی خرد ما در اين گوشه از کائنات، حيات پديد آمده است.حياتی که در ميان ميليونها گونهاز جانداران متکثّر شده است ؛ و از اين جانداران ، يکی هم انسان بوده است که در انتهای اين زنجيرهی حيات جای دارد.
هزاران سال طول کشبده است تا آدمی بدين حدّ از رشد و تمدّن برسد.بشر راهی بس درازآهنگ را پيموده است تا به منزل امروزين رسيده است و برای ذرّه ذرّهی اين پيشرفت بهای گزافی را پرداخته است.
زبان فارسی بخشی از اين دستآورد بشری و جزئی از تمدّن انسانی است.آيا دردآور نيست که حتّا سر سوزنی از اين ثمرهی بسيار بسيار گرانقدر از ميان برود؟
اين بحث را با سخنی از «ويل» و «آريل دورانت» به پايان میبرم:
«تمدّن هم اشتراک مساعی است و هم رقابت.بنا بر اين چه بهتر که هر ملتّی دارای فرهنگ، دولت، لباس، اقتصاد و آوازهای مخصوص به خود باشد.»**
*)از «م.سرشک»(محمّد رضا شفيعی کدکنی).من اين سرودهی او را در نخستين شمارهی مجلّهی «بخارا» ديده بودم. اگر نشانی دقيقتری پيدا کردم حتماْ خواهم نوشت.
**)نوشتهی پشت جلد «تاريخ تمدّن»، ويل دورانت، انتشارات علمی و فرهنگی، چاپ پنجم،۱۳۷۶،،تهران.
¤ نوشته شده در ساعت ۸:٢٥ ب.ظ توسط سعید لیان
